ابو الفضل مير محمدى زرندى

66

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

در كتاب اخير مىنويسد : قول نهم ، در معانى احرف ، اينكه : مراد از 7 حرف 7 وجه مىباشد كه در الفاظ مختلفه و در كلمهء واحده و معناى واحد حاصل مىشود و اين قول ، منسوب است به اهل فقه و حديث كه از جمله آنان ، سفيان و ابن وهب و ابن جرير طبرى و طحاوى مىباشند « 1 » . اما بين اينان و امامان ( عليهم السلام ) فرق است زيرا اينان وجه را در الفاظ قائلند ، يعنى 7 لفظ مترادف براى يك لفظ ؛ و امامان ( عليهم السلام ) ، وجه را در معانى دانسته‌اند يعنى هر لفظى داراى 7 معنا و تأويل مىباشد چنانچه سابقا گفته شد . مختار ما را كه از امامان عليهم السلام گرفته‌ايم روايتى كه ابن جرير طبرى در مقدمهء تفسير خود از انس و او از ابى حازم ، از ابى سلمة نقل مىكند ، تأييد مىنمايد ، آنجا كه مىگويد : در نظرم هست كه ابو هريرة از رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) روايت كرد كه قرآن با 7 حرف نازل شده پس مراء ( جدال ) نكنيد و مراء كفر است و هر چه از آن فهميديد به آن عمل كنيد و هر چه را ندانستيد به عالمش رجوع كنيد . پس ، از اين نقل نيز استفاده مىشود كه مراد از 7 حرف و وجه ، 7 معنا مراد است نه 7 لفظ از الفاظ مترادفه ، پس ملخّص جميع مطالب سابقه اينكه : مراد از 7 حرف ، معانى متعددى است كه در كلمات و آيات قرآنى است ولى به جز اندكى از آنها را مردم درك نمىكنند ، پس بايد در آن موارد كثيره به راسخين در علم مراجعه شود . و ظاهرا در اين موارد ، حرف را به معناى طرف و جانب ملاحظه كرده‌اند يعنى كلام قرآنى خدا ، داراى جوانب و اطرافى است كه همه آنها از لفظ محتمل است ليكن جز راسخين كسى نمىتواند آنها را درك كند و اين ، همان معنايى است كه در زبان فارسى شايع است در آنجا كه مىگويند : كلام فلانى دو پهلو است يعنى دو احتمال دارد كه نسبت به هم مساوى و هيچ يك از احتمالها بر ديگرى ترجيح ندارد . فلسفه وجود معانى دقيق در قرآن پس از آنكه گفته شد كه كلام قرآنى داراى معانى متعدديست و كمتر كسى مىتواند

--> ( 1 ) مناهل العرفان ، ج 1 ، ص 167 .